تبليغاتX
ایران سکوت
 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ایران سکوت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. <ایران سکوت = خرافه زدایی>
آرشیو تماس با ما


آیا الله در اخلاقش کامل است؟

در ادامه ی مقایسه ی الله با خدای فلسفه به اخلاق الله می پردازیم نوشتارهای قبلی ما را که مربوط به همین نوشتار است در آیا الله کامل است ؟ ، آیا الله در قدرتش کامل است ؟ ، آیا الله در علمش کامل است ؟ مطالعه نمایید.

این نوشتار این گونه خلاصه می شود :

مکار بودن الله - دوروغ گویی الله - سادیست بودن الله - جنایت پیشگی الله

آیا الله در اخلاقش کامل است؟

کمال اخلاقی خدا از دیگر فروزه های خدا است. خدا موجودی اخلاقمدار و نیک است و رفتار او عادلانه است. من مسیحیان زیادی را میشناسم که معتقدند اسلام ساخته شیطان است و برای این توسط شیطان ساخته شده است که مردم را از راه راست که از نظر آنها راه مسیحیت است خارج کند. این دسته از مسیحیان معتقدند الله خود شیطان است که بر محمد وحی نازل میکرده است. البته مسیحیان استدلالهای انجیلی و تاریخی و قرآنی برای دفاع از این نظر دارند، مثلاً ماجرای غرانیق را نمونه ای روشن از این نظریه میدانند، اما یکی از مسائلی که برای مسیحیان قابل پذیرش نیست این است که الله موجودی مکار است! و آنها مکر و فریب را از ویژگیهای خدا نمیدانند بلکه معتقدند تنها شیطان است که فریبکار است، از اینرو آنها گمان می‌کنند الله همان شیطان است.

مکار بودن الله

مکر و فریب اعمالی غیر اخلاقی هستند و موجودی که مکار و حیله گر باشد نمیتواند از لحاظ اخلاقی موجودی کامل باشد، در نتیجه نمیتواند خدا باشد. در آیات بسیاری از قرآن از فریبکار بودن الله صحبت شده است. برخی از مفسرین و مترجمین قرآن، مکر را به "نقشه کشی" ترجمه کرده اند و مکار را موجودی تعریف کرده اند که خوب نقشه میکشد. بنابراین از نگر این مفسران قرآن مکر کردن کار بدی نیست. اما در این مسئله جای شک وجود دارد. در زیر به چند نمونه از مکر های الله اشاره خواهیم کرد.

سوره آل عمران آیه 54 و 55

وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ؛ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ.

و (يهود و دشمنان مسيح، براي نابودي او و آيينش،) مکر کردند، و خداوند نیز مکر کرد، و خداوند، بهترين مکاران است؛(به ياد آوريد) هنگامي را كه خدا به عيسي فرمود: من تو را بر ميگيرم و به سوي خود، بالا ميبرم و تو را از كساني كه كافر شدند، پاك ميسازم، و كساني را كه از تو پيروي كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كساني كه كافر شدند، قرار ميدهم، سپس بازگشت شما به سوي من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داوري ميكنم.

داستان مسیح از نگر قرآن اینگونه است که الله مسیح را به سوی خود بالا برده است و از آن پس او غیب شده است. سپس مسیحیان فردی که گمان میکردند مسیح است را بجای او به صلیب کشیده اند. و باور اکثر مسیحیان این است که مسیح به صلیب کشیده شده است و سپس رستاخیز کرده است. قرآن این باور رایج مسیحیان را تکفیر میکند. حال اگر از بالاتر به قضیه نگاه بکنیم، این الله بوده است که ناگهان مسیح را غیب کرده است و باعث شده است که مسیحیان گمان کنند فردی که شبیه به مسیح بوده است خود مسیح بوده است. بنابر این در واقع الله مسیحیان را فریفته است و فریفتن و حیله گری هرگز نمیتواند از ویژگیهای خدا باشد.

در مورد کاربرد واژه "مکر" در قرآن را میتوان از آیه زیر دریافت:

سوره انعام آیه 123

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ

و همچنين در هر شهر و روستائي بزرگان گنهكاري قرار داديم (افرادي كه همه گونه قدرت در اختيارشان گذارديم اما آنها از آن سوء استفاده كرده و راه خطا پيش گرفتند) و سرانجام كارشان اين شد كه به مكر (و فريب مردم) پرداختند ولي تنها خودشان را فريب مي‏دهند و نمي‏فهمند.

بسیاری از مترجمین مکر و مکار بودن را به تدبیر کردن ترجمه کرده اند، این مترجمین تلاش میکنند بار منفی مکر کردن را اینگونه از بین ببرند. اما هرگاه به آیاتی که در آنها به مکار بودن الله اشاره شده است، همانند آیه پیشین دقت کنیم میبینیم که عبارت مکر کردن همواره برای کسانی بکار رفته است که قصد داشتند به کار شومی دست بزنند. الله دقیقاً در همان آیات و با همان کلمات کار خود را نیز توصیف میکند. بنابر این روشن است که مکر کردن الله شبیه مکر کردن آن افراد شرور است. مثلاً در مثال بالا یک عده از افراد قصد قتل مسیح را داشتند، به این کار آنها در ادبیات قرآنی مکر کردن گفته شده است. حال روشن است که مکر الله نیز طبیعتاً از آنجا که در همان زمینه و با همان کلمات آمده است باید شرورانه باشد. مکر الله در مورد غیب کردن مسیح دقیقاً همین ویژگی را داشته است یعنی او خود مسیحیان را برای هزاره ها و قرنها گول زده است و بعد هم آنها را به همین دلیل گمراهیشان به جهنم خواهد افکند، چه مکری مکارانه تر از این میتواند وجود داشته باشد؟

به مورد دیگری از مکر های الله توجه کنید. این ماجرا مربوط به قوم ثمود میشود که صالح پیامبر آنها شده بود، در سوره نمل توضیح داده شده است که این قوم مکر کرده بودند تا دست به کشتن صالح بزنند. الله نیز مکری در مقابل آنها میکند.

سوره نمل آیه 50

وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ

آنها نقشه مهمي كشيدند و ما هم نقشه مهمي در حالي كه آنها خبر نداشتند.

مکری که الله انجام داده است در سوره اعراف آیات 73 تا 79 توضیح داده شده است. او شتری را برای آنها از کوه در می آورد که در چند روز از روزهای هفته تمامی منابع آبی آنها را میخورده است. الله این شتر را بعنوان یک معجزه برای این مردم آفریده بود و از آنها خواسته بود که این شتر را آزار ندهند. قوم ثمود در نتیجه یا باید از تشنگی میمردند و یا اینکه شتر را میکشتند تا بتوانند منابع آبی خود را باز بگیرند. در هردو صورت مرگ در انتظار آنها بوده است و مکر الله اینگونه بوده است که در هر دو صورت آنها هلاک میشدند. حال شما خود قضاوت کنید که این حیله گری ها و زشت کاری ها را آیا میتوان به یک موجود که از لحاظ اخلاقی کامل است نسبت داد یا نه.

مکار بودن الله میتواند مشکلات بسیار بزرگی را برای مسلمانان ایجاد کنند، مسلمانان از کجا میدانند که تمام کتاب قرآن خود یک مکر بزرگ نیست؟ شاید الله این کتاب را آفریده است که انسانهای نادان به آن باورمند شوند و پس از مرگ این انسانهای نادان را به شدت به جرم قبول کردن این همه اباطیل و مزخرفاتی که در قرآن است تنبیه کند. چگونه میتوان به سخنان یک موجود که خودش خویش را مکار ترین مکارها میداند اعتماد کرد؟ شاید محمد چون خود بسیار حیله گر بوده است الله را نیز حیله گر تراشیده است.

دروغگویی الله

گذشته از فریبکار بودن الله، به گفته قرآن الله دروغگو نیز هست. در قرآن به این اشاره شده است که خداوند پیش از جنگ بدر میزان لشکر دشمن را به آنها (منظور مسلمانان است) کم تر از آنچه واقعاً هستند نشان داده است و اگر بیشتر نشان میداد آنها در جنگیدن مناقشه میکردند بنابر این خداوند توسط خواب تصویری دروغین برای آنها از جنگ پخش می‌کند تا مشتاق به جنگیدن شوند.

سوره انفال آیه 43

إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الأَْمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ

در آن موقع خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد، و اگر فراوان نشان مي‏داد مسلماْ سست مي‏شديد و (درباره شروع به جنگ بآنها) كارتان به اختلاف مي‏كشيد، ولي خداوند (شما را از همه اينها) سالم نگهداشت، خداوند به آنچه درون سينه‏هاست دانا است.

گذشته از اینکه دروغگو بودن الله به روشنی نشان میدهد که او کمال اخلاقی ندارد مسلمانان علاوه بر مکار بودن الله باید نگران دروغگو بودن او نیز باشند. اگر کسی دروغ نگفته باشد میتوان به او اعتماد کرد اما اگر کسی یکبار دروغ گفته باشد بازهم ممکن است دروغ بگوید.

سادیست بودن الله

سادبسم یا دگرآزاری نام یک بیماری روانی است. کسی که سادیست است از شکنجه شدن و آزار دیگران لذت میبرد. الله خدای مسلمانان نیز چنین ویژگی را دارد. کسانی که با خواندن آیاتی در قرآن که به شکنجه شدن دیگران ارتباط دارند به انحراف اخلاقی و سادیست بودن و بی اخلاق بودن الله پی نمیبرند احتمالاً خود بیمار و سادیست هستند. در زیر چند نمونه از این ماجراها آورده شده است:

سوره نساء آیه 56

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا

آنان را که به آيات ما کافر شدند به آتش خواهيم افکند هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی ديگرشان دهيم ، تا عذاب خدا را بچشند خدا پيروزمند وحکيم است.

سوره کهف آیه 29

وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا

بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هر که بخواهد ايمان بياوردو، هر که بخواهد کافر شود ما برای کافران آتشی که دود آن همه را در برمی گيرد ، آماده کرده ايم و چون به استغاثه آب خواهند از آبی چون مس گداخته که از حرارتش چهره ها کباب می شود بخورانندشان ، چه آب بدی و چه آرامگاهی بد.

سوره غافر آیه 71، 72، 73

إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ؛ فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ؛ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ 

آنگاه که غلها را به گردنشان اندازند و با زنجيرها بکشندشان ؛  در آب جوشان ، سپس در آتش ، افروخته شوند ؛ آنگاه به آنها گفته شود : آن شريکان که برای خدا می پنداشتيد کجا هستند؟

سوره اعراف آیه 179

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ

برای جهنم بسياری از جن و انس را بيافريديم ايشان را دلهايی است ، که بدان نمی فهمند و چشمهايی است که بدان نمی بينند و گوشهايی است که بدان نمی شنوند اينان همانند چارپايانند حتی گمراه تر از آنهايند اينان خود غافلانند

سوره النبأ آیات 21 تا 25

إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا  لِلْطَّاغِينَ مَآبًا  لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا  لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا  إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا  جَزَاء وِفَاقًا إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا

جهنم در انتظار باشد؛طاغيان ، را منزلگاهی است ؛ زمانی دراز در آنجا درنگ کنند  ؛ نه خنکی چشند و نه آب، جز آب جوشان و خون و چرک ؛ اين کيفری است برابر کردار  زيرا آنان به روز حساب اميد نداشتند

سوره بقره آیه 24

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ

و هر گاه چنين نکنيد که هرگز نتوانيد کرد پس بترسيد از آتشی که برای کافران مهيا شده و هيزم آن مردمان و سنگها هستند

سوره آل عمران آیه 10

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ

کافران را داراييها و فرزندانشان هرگز از عذاب خدا نرهاند آنها خود، هيزم آتش جهنمند

جنایت پیشگی الله

الله خدای مسلمانان دست به جنایات زیادی زده است، از چندین مورد قتل عام در قرآن صحبت شده است که الله مرتکب آنان شده است. [...] طوفان نوح بعنوان مثال، اگر واقعی باشد بدون شک دهشتناک ترین قتل عام و جنایت تمام تاریخ بشری است. در این ماجرا تمام کسانی که به نوح باور نداشتند و سخن او را نپذیرفتند کشته شدند.

در قرآن گفته شده است که نوح برای 950 سال پیامبری کرد و نتوانست غیر از خانواده خودش و احتمالاً عده ای محدود اشخاص بیشتری را وارد کشتی اش کند. اینکه نوح موفق به اینکار نشده است تنها ارتباط به این دارد که الله به اندازه کافی مدارک و اسناد در اختیار نوح قرار نداده است تا به مردم نشان بدهد و آنها را متقاعد کند. هیچ کاری نمیتواند ضد اخلاقی تر از این عمل شنیع و زشت الله باشد. و دفاع از چنین قتل عام وحشتناکی بسیار شرم آور است.

در رد طوفان نوح و نشان دادن اینکه این ماجرا یک دزدی ادبی از آثار قدیمی دیگر است به نوشتاری با فرنام "طوفان نوح، بیشتر شوخی تا جدی!" مراجعه کنید. ماجرای نوح اگر درست باشد خود نشان دهنده فساد اخلاقی و اخلاقمدار نبودن او است.

گرشاسپ 2 شنبه هجدهم خرداد 1387  نظر بدهید!

محمد خرداديان و پيامدهای آشکار ساختن همجنسگرايی

 

آقای خرداديان يکی از معدود چهره های مشهور ايرانی است که روزی در يک برنامه تلويزيونی حاضر شد و با صراحت در پاسخ به پرسش های مصاحبه کننده گفت که يک همجنسگراست. (عکس از رادیو اروپای آزاد)

همجنسگرا بودن و همزمان زندگی کردن در خاورميانه با جوامع محافظه کارش، آسان نيست؛ موضوعی که بارها در لا به لای گزارش های سازمان های مدافع حقوق همجنسگرايان به آن اشاره می شود.

اما در همين خاورميانه محافظه کار، محمد خرداديان، هنرمند ايرانی که برخی او را «مهم ترين رقصنده»  ايرانی، در سال های اخیر می خوانند، دو سالی است که بعد از اعلام عمومی همجنسگرا بودنش، زندگی تازه ای را شروع کرده است.

آقای خرداديان يکی از معدود چهره های مشهور ايرانی است که روزی در يک برنامه تلويزيونی حاضر شد و با صراحت در پاسخ به پرسش های مصاحبه کننده گفت که يک همجنسگراست.

او که سال ها در لس آنجلس زندگی کرده، مدتی است که به دبی مهاجرت کرده و آنجا فعاليت های هنری خود – از جمله آموزش رقص – را پی می گيرد.

اين در حالی است که در قوانين امارات متحده عربی نيز مانند بسياری کشورهای ديگر در خاورميانه، همجنسگرايی رسما «جرم» است و مجازات پنج سال حبس نيز برای آن در نظر گرفته شده است.

در قوانين امارات متحده عربی نيز مانند بسياری کشورهای ديگر در خاورميانه، همجنسگرايی رسما «جرم» است و مجازات پنج سال حبس نيز برای آن در نظر گرفته شده است.

پس از آنکه در سال ۲۰۰۶ ، ۱۱ مرد به جرم برپايی جشن عروسی برای چند همجنسگرا در ابوظبی پايتخت امارات، هريک  به پنج سال زندان محکوم شدند ، شماری از ديسکوهايی که پاتوق همجنسگرايان بودند در سراسر اين کشور تعطيل شدند.

در همان زمان مجوز کار محمد خرداديان رقصنده ۵۱ ساله ايرانی نيز که مديريت کاباره کوچينی را در دبی بر عهده داشت، به مدت دو سال لغو شد.

با اين حال وی که پس از گذراندن دوران محروميت خود توانست مجددا مجوز کار در دبی را بگيرد،  این شهر بندری را يکی از آزاد ترين نقاط  خاورميانه برای «همجنسگرايی غير رسمی» می داند.

او که به گفته خودش در دو سال اخير سنگ صبور بسياری از همجنسگرايان ايران بوده، در مصاحبه ای با راديو فردا، از شرايط «زندگی تازه» خود می گويد.

راديو فردا: آقای خرداديان، شما دو سال پيش گفتيد که زندگی مشترکی را با مردی آغاز کرده ايد. کمی درباره اين ماجرا برايمان بگوييد.

محمد خرداديان: من با يک پسر ۲۱ ساله  در ايران دوست شدم . شايد او نخواهد من نامش را ببرم ولی يکی از اعضای فاميلمان بود که در يک عروسی برای اولين بار ديدمش.

يک ماه با هم بوديم و من برگشتم دبی و برای بار دوم فقط به خاطر او رفتم ايران و حتی به زندان هم افتادم، چون فکرمی کردم ديگر از تنهايی بيرون می آيم  و کسی را برای خودم پيدا کردم .

به عشق او همه زندگی ام را در آمريکا فروختم و آمدم به دبی و يک زندگی جديد را با هم شروع کرديم. به اسمش خانه خريدم ، برايش اقامت گرفتم و کلی دردسر ديگر تا بتوانم ويزای آمريکا را هم  برای او بگيرم تا برای هميشه به آمريکا برويم.

سرانجام توانستم ويزای يک ساله کار در آمريکا را برايش بگيرم. در آنجا تقاضای گرين کارت داديم و وقتی که دادگاه عکس های ما را با هم ديد و به خاطر اينکه من در ايران به زندان افتاده بودم خيلی سريع به او گرين کارت دادند.

اما پس از آن وضع زندگی ما بد شد و من را ترک کرد تا من دوباره تنها بمانم.
  
واکنش خانواده شما پس از اينکه فهميدند شماهمجنس گرا هستيد چه بود؟

  •  من از دو سال پيش وقتی که  در مصاحبه ای که با آقای اميرقاسمی در تلويزيون طپش داشتم و گفتم که همجنسگرا هستم به طور ناخواسته تبديل به الگوی همجنسگرايی در ايران شدم .

محمد خردادیان

خب من قطعا از لحظه تولد همجنسگرا بودم و وقتی خانواده ام متوجه شدند هيچ وقت به من چيزی نگفتند و خيلی راحت با اين موضوع مواجه شدند، چون زمانی بود که من سی چهل ساله بودم و ديگر بچه نبودم و حق انتخاب داشتم.
 
از اينکه همجنس گرا هستيد، خجالت می کشيديد؟
 
بله اوايل خجالت می کشيدم ولی الان ديگر نه، خجالت نمی کشم.
 
آقای احمدی نژاد در يک سخنرانی که در دانشگاه کلمبيا ادعا کرد که در ايران همجنسگرا يا به قول ايشان «همجنس باز» نداريم . به نظر شما اين ادعا درست است؟
 
من فکر می کنم منظور ايشان اين بود که در ايران همجنسگرايی به آن مفهومی که در غرب رواج دارد، وجود ندارد.

چون در غرب اين مسئله آزاد است و افراد همجنس گرا دارای حقوق های خاص خود هستند.
 
تفاوت و تشابه  زندگی زناشويی با زندگی مشترک همجنسگرايان در چيست؟

همجنس گراها  هم مثل دوتا آدم با هم زندگی می کنند . مثل دو تا زن و شوهر .

ولی من نمی دانم چرا هميشه مردم با شنيدن اين واژه [همجنسگرايی] به فکر سکس می افتند . ببينيد از اين مقوله سکس که بياييم بيرون، می بينيم که دو نفر با هم زندگی می کنند و از بودن با هم لذت می برند ، با هم همفکرند ، کوهنوردی يا سوارکاری می روند.

توی خانه هم همينطور، کارها را تقسيم می کنند. درست مثل دو تا دانشجو که با هم همخانه هستند. يکيشان آشپزی می کند آن يکی خريد می کند، يکی رخت ها رو می شورد و همين طور زندگی را ادامه می دهند.

شما الآن که تنها هستيد لزوما دنبال يک رابطه بلند مدت هستيد؟

بله، من نمی خواهم هر روز با يک نفر باشم. دوست دارم فقط يک نفر در زندگی ام باشد و با هم زندگی کنيم.

چون که نيازهای همديگر را پر می کنيم . البته من بيشتر نيازهای روحی دارم تا اينکه به سکس فکر کنم ولی به هر حال سکس هم بخشی از زندگی است و همه اش نيست .

چه معيارهايی برايتان در انتخاب شريک زندگی اهميت دارد؟

من عاشق ايرانی هستم و می خواهم شريک آينده زندگی ام يک مرد ايرانی باشد .

به تيپ های ورزشکاری خيلی علاقه دارم چون خودم ورزشکارم ، آدم چاق دوست ندارم و کسی را می خواهم که به سر و وضع خودش برسد و در کل کسی که مثل خودم فکر بکند .

چون من يک بار در عشق شکت خورده ام، ديگر نمی خواهم اين  تجربه تلخ را تکرار کنم .

 

محمد خردادیان یکی از موفق ترین رقصنده های ایران است که سال ها در لس آنجلس زندگی کرده است. (عکس از رادیو اروپای آزاد)

بعضی خبرها حاکی از آن است  که همجنسگراهای ايرانی برای زندگی به کشورهای غربی می روند تا به مشکلات قانونی در داخل کشور برخورد نکنند .

آيا اين افراد برای ادامه زندگی و فرار از وضعيت ايران به دبی هم می آيند؟
  
بله ، من خيلی ها را ديده ام . البته اينجا هم يک کشور اسلامی است و رسما کسی نمی تواند همجنسگرا باشد، ولی چند تا پاتوق شناخته شده  برايمان در دبی وجود دارد.

مثلا يک کافی شاپ در سيتی سنتر هست که هميشه پر از همجنسگراست، يا اينکه يک ديسکوی فيليپينی که هميشه هم شلوغ می شد، ولی همين تازگی ها پليس آنجا را بست.

حتی در بين مردم محلی دبی هم  همجنسگرا فراوان است. اين موضوع  اينجا رواج دارد  ولی نه به طور رسمی. 

اجازه کار ديسکوی خود من در دبی هم برای دوسال باطل شد ولی دوباره توانستم آن را بگيرم و قرار است که کار رقاصی را دوباره شروع کنم.
 
اعلام عمومی همجنسگرايی شما چه پيامدهايی برايتان داشته است؟

 من از دو سال پيش وقتی که  در مصاحبه ای که با آقای اميرقاسمی در تلويزيون طپش داشتم و گفتم که همجنسگرا هستم به طور ناخواسته تبديل به الگوی همجنسگرايی در ايران شدم .

از آن زمان به بعد خيلی ها از ايران به من زنگ می زنند و مشکلاتشان را با من در ميان می گذارند. از همه جای ايران از زنجان، بندرعباس ، مياندواب و هرجايی که فکرش را بکنيد به من زنگ می زنند . هم مردها و هم زنها. 

بعضی ها پشت تلفن گريه می کنند و می گویند که تصميم به خود کشی دارند و نمی توانند فشار خانواده شان را تحمل کنند و تن به ازدواج يا يک سری چيزهای ديگر بدهند . 

من هم تا آنجايی که اطلاعات دارم به آنها کمک می کنم و سعی می کنم راه گشای آنها باشم. مثلا به آنها می گويم که اگر می توانند ثابت بکنند که جانشان در ايران در خطر است به دفتر سازمان ملل در ترکيه بروند و خودشان را به آنجا معرفی بکنند تا شايد بتوانند به يکی از کشورهای غربی بروند.

در ايران متاسفانه معنای همجنسگرايی مترادف شده است با تجاوز به يک پسر بچه و اين مسئله خيلی مشکل ساز شده است، در صورتی که اصلا اين طور نيست و مقوله همجنسگرايی در بين افراد بالغ شکل می گيرد و خيلی شبيه به ازدواج يک مرد با يک زن است .  

گرفته شده از سایت رادیو فردا

گرشاسپ 2 شنبه یازدهم خرداد 1387  نظر بدهید!

اولین سرود ملی

اولین سرود ملی ایران( در زمان مظفرالدین شاه) بازخوانی شده توسط سالار عقیلی

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان                        
دانلود این سرود
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من

شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان                        
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که
همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم                  

بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان                   
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان                
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
  
                        

گرشاسپ 2 دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

خلیج عربی از بین رفت !

نام جعلی "خليج عربي" بمباران شد

جوانان ايراني وطن پرست با ساختن يك سايت اينترنتي با آدرس‌ www.arabian-gulf.info و تبديل نمودن آن به يك بمب گوگلي گزافه گویی های  كشورهاي عربي و سران عرب زده ایران را در تغيير نام «خليج فارس» به چالش كشيدند.

جوانان وطن پرست  ايراني در يك اقدام تيمي با مشاركت هزاران تن از ايرانيان سراسر جهان، واژه جعلي خليج عربي را در موتورهاي جستجوي اينترنتي به مبارزه طلبيدند.

جوانان ايراني با ساختن يك سايت اينترنتي با آدرس‌ www.arabian-gulf.info و تبديل نمودن آن به يك بمب گوگلي گزافه گویی های  كشورهاي عربي و سران عرب زده ایران را در تغيير نام «خليج فارس» به چالش كشيدند.

ساختن اين سايت و لينك دادن وبلاگ‌ها و سايت‌هاي بي‌شمار فارسي به آن، سبب شده كه هر كاربر گوگل از اقصي نقاط جهان، زماني كه كلمه جعلي Arabian Gulf يا خليج عربي را جستجو كنند، در اولين نتيجه با اين سايت مواجه شود.

 سايت مذكور شكل جالب توجهي دارد و از صفحه نمايش خطاي جستجو در «اينترنت اكسپلورر» الهام گرفته است.

با كليك بر روي آدرس اين سايت، شكلي از يك صفحه حاوي خطا به نمايش درمي‌آيد كه به كاربر اعلام مي‌كند خليجي كه شما با اين نام به دنبال جستجوي آن هستيد وجود ندارد و هيچ دريايي با اين نام تا به حال در جهان وجود نداشته است.

كلمه درست «خليج فارس» است همانگونه كه هميشه بوده است و تا ابد خليج فارس باقي خواهد ماند. در ادامه اين صفحه با بيان اين‌كه «شما مي‌توانيد با كلمه خليج فارس مجدداً جستجو كنيد»، آمده است: ديگر كلمه خليج عربي را جستجو ننماييد و اگر تصور مي‌كنيد خليج عربي كلمه درستي است، بهتر است چند كتاب تاريخي دراين مورد بخوانيد.

در ادامه با ارائه لينكي، به كاربر آدرس اينترنتي مطالبي از سايت دانشنامه بين‌المللي ويكي‌پديا در مورد خليج فارس داده شده است.

برخي كشورهاي عربي با  هزينه در ساختن سايت‌هاي اينترنتي و تهيه نقشه‌هاي جعلي و هديه آن به دانشگاه‌ها و مدارسي در اقصي نقاط جهان، در صدد جا انداختن اين واژه جعلي به جاي واژه تاريخي"خليج فارس" بودند و جالب اینجاست که حکام وطن فروش ایران نیز در زیر پرچم خلیج عربی مینشیند و وای بر وطن فروش  .

 

گرشاسپ 2 دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

نوروز را به اسلام پیوندی نیست!

بسیار گفته شده و می شود که نوروز ، بزرگترین جشن ایرانیان و دیگر مردمانی که دارای فرهنگ ایرانی می باشند، دارای ریشه های دینی است و با ادیان ابراهیمی و بویژه دین اسلام پیوند دارد. این سخنان نادرست و بی پایه ای هستند که در درازای سده ها پس از دست یازی بیگانگان بر سرزمین های ایرانی ساخته و پرداخته شده است، بگونه ای که امروز این جشن باستانی، نماد تاریخ و فرهنگ کهن مردمانی که خود از پیشتازان گسترش دانش و تمدن در جهان می باشند، را با مشتی خرافه و رفتار ناسره در هم آمیخته اند. پس از یورش سپاهیان اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آيه 59 سوره الانعام کتاب قرآن «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» «و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد ، جز اينكه در كتاب مبین ثبت است‏.»هر چه کتاب و ماندگار های علمی بود یا به آتش سوزانده و یا به آب افکنده شد . تاریخ نویسان نامدار اسلام می نویسند: در فتح مصر، وقتی عمروبن العاص بر ذخائر علمی اسکندریه دست یافت، از عمر بن الخطاب خلیفه دوم مسلمین در باره آنها دستور خواست. پاسخ او چنین بود: « اگر در آنها مطالبی موافق کتاب خداست با وجود آن (قرآن)استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی بر خلاف کتاب خداست حاجتی بدان نیست به نابود کردن آنها اقدام کن».چون این فرمان به عمرو بن العاص رسید شروع به پخش کتابها میان گرمابه های اسکندریه کرد ، گفته می شود که سوخت ششماه گرمابه ها از سوزاندن کتابها فراهم شد.در تازش به ایران نیز همین رویداد پیش آمد و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان. سعد بن ابی وقاص، هنگامیکه از عمر در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می خواهد، عمر بن الخطاب می نویسد:«آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است».

اخبار الحکما چاپ مصر ج 1 ص 33- مختصر الدول ابی افرج ملطی - تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان ج 3 ص 41 - کشف الظنون حاجی خلیفه چاپ ترکیه ج 1 ص 446 - معجم البلدان ج 5 ص 243

هدف آن فرمان های بر گرفته شده از کتاب قرآن، از میان بردن شناسه فرهنگی و تاریخی و علمی مردم ایران و دیگر کشورهای شکست خورده بود ،در این میان، بویژه ایرانیان بایستی به بردگان یا بگفته عربها ،موالیان بی هویتی تبدیل شوند . شیخ عباس قمی در کتاب سفینه البحار و مدینه الاثار و الاحکام صفحه 164این گفته حسین ابن علی امام سوم شیعیان را می آورد:« ما از تبار قریشیم دوستان ما عرب ها و دشمنان ما ایرانیها هستند روشن است هر عرب از هر ایرانی بر تر و بالاتر است و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است .ایرانیها را باید دستگیر کرد به مدینه آورد زنانشان را در بازار ها به فروش رساند ومردانشان را به کنیزی و برده گی اعراب گماشت .»از سویی اشغالگران کوشیدند که شاد زیوی را، که یکی از ویژگیهای فرهنگ کهن ایرانی و در تار و پود این مردم نهادینه گشته بود را با از میان بردن نماد های آن که جشن های ایرانی بودند نابود نمایند، و ایرانیان مبارزنیزبرای پاسداری از فرهنگ نیاکانشان دست از تلاش بر نمی داشتند ، ولی با همه کوششها و جانفشانی ها برخی از این جشنها یا از میان رفت و یا به بوته فراموشی سپرده شد و یا از رنگ و بو افتاد .در میان این جشنها ،نوروز از جایگاه ویژه ای در میان ایرانیان بر خوردار بود ه و می باشد، یکی از جشنهایی که هرگز دشمنان نتوانستند آنرا از میان بردارند و یا از انجام آن جلوگیری نمایند ،همین نوروز باستانی و آغاز سال نو ایرانی بود ،که ایرانیان در سخت ترین ودشوار ترین برهه از زمان به انجام و پاسداری از آن پرداخته و می پردازند ، تا جاییکه سده ها پس از یورش سپاهیان اسلام و هنگامیکه دشمنان در این تلاش خود ناکام ماندند دست به تحریف و مصادره آن زدند. در دربار برخی از خلفای اسلامی و سلاطین و حکمرانان نیز به بر پایی این جشن می پرداختند و به آن رنگ و بوی اسلامی دادند . و « گفتند که نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است و تنها جشن وآیین ملی است که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلال وشکوه هدفداری نیز بدان بخشیدوبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراسته است ».البته در درازای سده ها در جشن نوروزی ایرانیان نیز ناهنجاری ها و ناسازگاری با فرهنگ ایرانی وارد کردند، و کتاب قرآن را که خود آیات آن پایه کتاب سوزان و از میان بردن علم و دانش و شناسه میهنی قرار گرفته بود، را بر سر سفره هفت سین آوردند و یک جشن کهن ایرانی را با تصاویر خیالی محمد پیامبر اسلام و علی داماد و خلیفه اش و حسین فرزندش ، که خود هر یک در تازش به ایران و از میان بردن فرهنگ والای ایرانی نقش بزرگی داشتند آراستند، و مردم را وادار کردند که بر خوان نوروزی اورادی بزبان بیگانگان بخوانند و نوروز را بیکدیگر شاد باش بگویند. « در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت وپادشاهان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (( نوروز آمد )) »

این افسانه ها بر گرفته شده از تورات کتاب آسمانی و مقدس یهودیان است، که سپس به قرآن نیز در آمده و پایه و ستونهای دین اسلام را پی ریزی کرده است. ولی حتی در داستان سلیمان اشاره به تاریخ بر تخت نشستن دو باره وی نشده است که بتوان در یافت که روز نوروز بوده است . « مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول جعفر صادق امام ششم شیعیان روایت کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده است».

بر پایه داستانهای تورات خدا روز اول نور و تاریکی را آفرید وروز و شب را درست کرد وروز دوم آسمان را آفرید وروز سوم زمین و دریا را آفرید وگیاهان را وروز چهارم ستارگان و فصلها را وروز پنجم حیوانات بزرگ دریایی آبزیان و پرندگان را آفرید وروز ششم و در پایان ،زمین انواع جانوران و حیوانات اهلی و وحشی و خزندگان را بوجودآورد و سپس آدم را آفرید .پس خدا پنج روز پیش از نوروز آغاز به آفرینش جهان نمود و روز پایان که نوروز بود آدم را آفرید .در بالا می خوانیم که روز چهارم فصلها را آفرید و اگراین افسانه را بپذیریم و آغازآفرینش فصل ها را بهار یا نوروز قرار دهیم، باز هم حساب «امام جعفر صادق » صادق نیست و آدم روزسوم فروردین آفریده شده و نه روز یکم فروردین.

« در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز می خوانیم که جعفر بن صادق می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد» . اینجا امام جعفر می گوید که نوروز همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و با حساب تورات روز نخست بود که خدا آفتاب را آفرید پس اگر امام در بالا فرمودند که نوروزروز آفرینش حضرت آدم بوده باز حساب درست در نمی آید ، چون نمی توان در شش روز دو بار نوروز داشت.و دیگر اینکه نمی توان پنج روز پیش از نوروز را نوروز نامید. « مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و (27) بیست و هفتم ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید».

بیست و هفتم (27) ماه رجب سال سیزده (13) پیش از هجرت برابر می شود با نهم (9) ژوئیه سال ششصد و نه (609) ترسایی و برابر با هفده ( 17) تیر ماه ایرانی و باز هم حساب امام درست در نمی آید و بعثت پیامبر اسلام روز نوروز نمی شود. « و امام صادق می گوید :نوروز همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت» .

بر پایه روایت های تورات ، سفر پیدایش سوره هفتم آیه های (10-11-12) هنگامیکه نوح ششصد (600)یاله ساله ساله بود در روز هفدهم ماه دوم (Iyyar) سال هزار و پانصد و پنجاه و شش (1556) برابر با ماه آوریل ترسایی که برابر با اردیبهشت ایرانی می باشد ، توفان آغاز شد. ودر سفر پیدایش سوره هشتم آیه های (3و4) آمده که صدو پنجاه (150) روز پس از توفان کشتی روی کوه آرام گرفت، با این حساب در می یابیم که صدو پنجاه (150)روز بعد می شود ماه(Tishri) عبری وبرابر با ماه سپتامبر ترسایی و آبان ماه ایرانی. پس روز نوروز نمی شود. و بر پایه این داستان ،پس از آن نیز صدو پنجاه (150) روز نوح در کشتی ماند و سپس خارج شد که باز می شود ماه (Adar) عبری و یا بهمن ماه و یا ژانویه و این هم روز نوروز نمی شود.

« امام صادق می گوید :همان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) را به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد» . تاریخ این رویداد هم در جایی نوشته نشده است تا بتوان آنرا حساب کرد. « امام صادق می گوید :همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند» . اشاره به داستان غدیر خم است، که گفته می شود در روز هجدهم (18)ذیحجه سال دهم (10)هجری رخ داده است ،که برابر می شود با نوزده (19 )مارس سال دهم ترسایی و بیست و هشتم (28)اسفند ماه ایرانی، که باز هم روز نوروز نمی باشد. « امام صادق می گوید :همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد».

هیچ نشانی از تاریخ ماموریت علی درتماس با جنیان در جایی نیست که بتوان آنرا حساب کرد. « امام صادق می گوید :همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد» .

جنگ نهروان در روز نهم (9)صفر سال سی و هشت(38) هجری برابر با بیستم(20) ژوییه سال ششصد و پنجاه و هشت (658)ترسایی و بیست و نهم(29) تیر ماه سال سی و هفت(37) هجری شمسی رخداد و باز هم روز نوروز نمی شود.سرانجام اینست که نوروز جشن باستانی ایرانیان هیچ پیوندی با اسلام و دیگر ادیان ابراهیمی ندارد.نوروزایرانیست و پیروز است .

به امید آنروز که تازینامه (قرآن) از سر سفره ی هفت سین ایرانی برداشته شود

گرشاسپ 2 دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

آزادي

 

ای آزادی

تو را به فراموشی سپرده ام

آن گونه كه بيابان دريارا از ياد برده است

و خاكستر "بهار و برگ و پرنده را "

تنها نامت به غريزه ای غريب چون باد در نيزار و باران در مرداب

دور دست ذهنم را می آشوبد

تصويرت كبودی كمرنگ ساحلی است

كه در ابر و آب وافق گم شده است

و من آفريده ی ناگزير در سياره ای مجروح كه اهريمني ماندگار خاكش را به رنج در آميخت

و خدائی رهگذر از سر دلتنگي در آن شادی دروغین آفريد

هزاران بار آغشته به خون زاده شدم

و آلوده به خاك در غارهای تنهائی ناپديد شدم

و در اين گردش بي سامان تو را در بسيار قصه ها نوشته ام

و بر بسيار كتيبه ها كنده ام و شبهاي بلندزمين را به نشانه ی حضورت

به قله ها آتش افروختم

و كاروانها را از سراب و سپيده دم خبر دادم

اينك انبوه آدمهای كوچك زمين را انباشته اند

و بوی منقرض عشق شامه ی جهان را می آزارد

و من با قامتم به بلندای بيستون قرنهاست سر به زانو نشسته ام

و از چشمانم رودخانه ای جاريست كه دانه های آخرين را به جزاير متروك می برد

و تو چون تصوير جنگل در انديشه ی ببری دربند مرا به خويش می خوانی

ای راز همه ی زادن ها و رويش ها

عمر اسارتم چنان به درازا كشيده است

كه زنجيرها همه زنگار بسته اند

و تو با زادنم میميری و با مردنم زاده می شوی

چون طلوع و غروب در دو سوی جهان

من در آستان غروبم

از شانه ی سروها طلوع كن

پيش از آنكه

دوباره زاده شوم

ای آزادی .

 

احمدحيدربيگي

 

گرشاسپ 1 چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387  نظر بدهید!

ایران

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .

آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبیر بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . 
 

آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .

آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .

آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اینکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )

آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .

آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد
..

آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .

آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد .

آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .

آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است .

آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .

آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .

آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك –سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .

آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .

آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوری ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .

آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .

آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .


 

گرشاسپ 2 سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386  نظر بدهید!

شاد زیوید تندرست زیوید

اندرز کورش بزرگ بهنگام مرگ

فرزندان من،دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام.من آنرا با نشانه های آشکار دریافته ام

هنگامی که درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این پندار در کردار ورفتار شما نمایان باشد، زیرا من بهنگام کودکی، جوانی و پیری بختیار بوده ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آنچنانکه هم امروز نیز خود را از هنگام جوانی سست تر نمیدانم

من دوستان رابا نیکوییهای خود خوشبخت ودشمنانم را سرسپرده خویش نموده ام

زادگاه من تکه کوچکی از آسیا بود. من اکنون آنرا بالنده و سرافراز باز می گذارم. در این هنگام که به جهان نیستی در میگذرم، شما ومیهنم را خوشبخت میبینم و از اینرو خواستارم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند

گرشاسپ 1 دوشنبه بیستم اسفند 1386  نظر بدهید!

جشن مهرگان

يكي از جشن هاي فراموش شده در وطن ما ايران جشن خرمن و يا

 همان جشن" مهرگان" است . در باره ان بيشتر بدانيم .

متن در ادامه ی مطلب

گرشاسپ 2 پنجشنبه نهم اسفند 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تنها بخشي از منشور جهاني حقوق بشر كوروش كبير

 

تنها بخشي از منشور جهاني حقوق بشر كوروش كبير

اينك من به ياری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت به من بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .

من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق ويرا از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .

من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری به گيرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .

من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند .

وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .

من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .

من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند .

رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق كرداند .

خوشحال میکنید اگر به این سخنرانی ها توجه کنید قلب انسانی خود را به انسانیت محشور سازید

تقدیم به دانشجویان 18 تیر

سخنرانی شهبانو فرح

اهنگ وطنم

سخنرانی ویکتوریا ازاد

معنای ساده ی سکولاریسم pdf

گرشاسپ 2 سه شنبه هفتم اسفند 1386  نظر بدهید!

5 اسفند روز مهربانی

در ایران باستان، روز های ایرانیان هر یک نامی داشتند و ایرانیان بجز جشن های بزرگ مانند نوروز، مهرگان ، سده و ایزد مهر( شب چله یا یلدا)، در هر ماه که نام روز با نام همان ماه برابر می شد، جشنی بر پا می کردند.

اسپندارآرمئیتی، اسپندارمذ، یا اسفند نام یکی از امشاسپندان در ایران باستان، وبه چم فروتنی پاک و نماد بردباری و نگاهبانی زمین می باشد، ودر گاهشماری باستانی ایرانیان نام پنجمین روز هر ماه است، ودر اسفند ماه هر سال که نام روز و ماه یکی بود جشنی در پیوند با بزرگداشت زنان بر پا می کردند، و در این روز زنان را بیش از روز های دیگر سال ارج می نهادند و در جایگاه ویژه ای می نشاندند و سپاس آنا ن را بجای می آوردند.

روز فرخنده اسپندارمذ ، جشن اسفندگان ویژه روز زن در ایران باستان بوده است.

در اوستا کهن نامه ایرانیان از زنان ستایش شده است.

«این زمین را با زنانی که بر روی آن زندگی می کنند می ستاییم ، ای اهورامزدا ما می ستاییم زنانی را که با درستکاری و راستی نیرومند شده اند».

«کدبانوی خانه را که اشو و سردار اشو می باشد می ستاییم ، زن پارسایی را می ستاییم که بسیار نیک اندیش ، بسیار نیک گفتار ، بسیار نیک کردار ، فرهیخته و یاری رسان شوهر خود و اشو باشد. ای اهورامزدا می ستاییم زنان یاری رسان و مهربان را»

فردوسی بزرگ در باره زن چنین می گوید:



اگر پارسا باشد و رایزن
 
    یکی گنج باشد پُر آکنده زن
  بویژه که باشد به بالا بلند  
    فروهشته تا پای مشکین کمند
  خردمند و با دانش و ناز و شرم  
   
سخن گفتن نیک و آوای نرم

 

چشن اسفند گان فرخنده باد

گرشاسپ 2 دوشنبه ششم اسفند 1386  نظر بدهید!

فروَهَر

این واژه در زبان اوستایی «فروَشی»«farvashi»و درزبان پارسی هخامنشی «فر وَرتی» fravarti» و در زبان پهلوی «فر وَهر»«fravahr»

 خوانده می‌شود ،فروهر نماد یکی از نیرو های جهان هستی است که در آدمی نیز وجود دارد. این نیرو که سر چشمه اش اهورامزداست ، روشن کننده راه پیشرفت و نیروی پیش برنده و انگیزه دهنده است.  نگاره فروهر در فرهنگ  ایرانی نشانه دو نماد میهنی و دینی می باشد.  نماد  میهنی  :از دوران پادشاهی ماد ها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان   نگاره فروهرنشانه نماد میهنی بود ه و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان می دهد که آنرا نماد توانایی ، سر بلندی و فر و شکوه می دانستند و   پرچم های خود را به نما و سیمای شاهین می آراستند.نماد دین زرتشتی :ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه  آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی ، فرامایگی و والایی است ، هیچ پیکره ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر  بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگر گونی  در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم  بن مایه مینو ی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد. در نگاره فروهر  دونیروی همیستار(مخالف) " سپنتامینو" ( نشانه خوبی) و"انگره مینو" ( نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو  دارد و بسوی او میرود به انگره مینو  پشت کرده است

1- چهره فروهر همانند آدمی  است ،از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده ، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد

 

2- دوبال در  پهلو ها که هر کدام سه پر  دارند این سه پر نشانه سه نماد اندیشه نیک ، گفتارنیک ، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

3- در پایین تنه فروهر  سه بخش، پر هایی بسوی پایین است ،که نشانه اندیشه و گفتار و کردار نادرست ویا پست می باشند، از اینرو آنرا ، آغاز  بدبختی ها و پستی برای آدمی می دانند.

4- دو  رشته که در  سر هر یک گردی چنبره شده ای می بینیم ،در کنار بخش پایینی تنه می باشند که نماد سپنتامینو و انگره مینو هستند ،که یکی در پیش پای  و دیگری در پس آن است. و این رشته ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند ؛این نشانه آنست که آدمی باید به سوی سپنتا مینو(خوبی )پیش رود و  به انگره مینو( بدی ) پشت نماید.

5- یک گردی در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این  نشان ، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.

6- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده  سپاس و ستایس اهورمزدا  و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی می باشد.

7- در دست دیگر گردی  دارد که نشانه، وفاداری به پیمان می باشد و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است .بایسته است که بدانیم  ؛ فروهر جایگزینی برای اهوارمزدا نیست .ووارونه  دیگر دین ها بویژه دین های ابراهیمی ؛زرتشت هرگز دادن ویژگیهای انسانی برای  خداوند را باور نداشته،ودر پیام زرتشت در هیچ بخشی از گاتاها سخنی درباره انسان خدایی(صورت مادی برای خدا )به میان نیامده است.زرتشت در یسنای 31 بند 8 می گوید:

« ای مزدا،هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جست و جو کردم و با دیده دل نگریستم  در یافتم که تویی سر آغاز و سر انجام همه چیز،تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی و پاکی و تویی داور نیک کردار مردمان جهان».

پیوند 1    پیوند 2 

فــر و فــروغ هستی روشنگر کاشانه ایران پرستان باد!

گرشاسپ 2 دوشنبه ششم اسفند 1386  نظر بدهید!

شاهنامه ي فردوسي

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است.

شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره ‌می‌گوید:

بسی رنج بردم درین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد.

پیوند به بیرون

متن كامل را در ادامه ي مطلب مطالعه فرماييد

گرشاسپ 2 دوشنبه ششم اسفند 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

گرشاسپ

نام گرشاسب در اوستا، کرساسپ به معنای دارنده اسب لاغر آمده است. از القاب او در اوستا سام به معنای سیاه و نئیری من به معنای دارنده منش مردانه است. در منابع پهلوی، سام نام دیگر گرشاسب است اما در شاهنامه، سام نام فرزند نریمان فرزند گرشاسب است و مذکور است که که از سام فرزندی سپید موی به نام زال بوجود آمد. به موجب فقرات 35 تا 41 زامیاد یشت اوستا پس از آنکه جمشید فریب دیوان را خورد فره ایزدی از او جدا شد و فره نخست به قالب مرغ وارغن نشست و سپس میترا (فرشته روشنایی) فره را از او برگرفت. در دومین مرحله فره جدا شده از جمشید به فریدون از خاندان آثویان رسید که در میان مردمان از همه پیروزمندتر بود. در مرحله سوم فره جمشید به نر- مناو کرساسپه (گرشاسب نریمان) رسید که در میان مردان نیرومند از همه نیرومندتر بود.

  درفش گرشاسب   منبع

ماييم كه گه نهان و گه پيداييم

گه مومن و گه يهود و گه ترسائيم

تا اين دل ما قالب هر دل گردد

هر روز به صورتي بُرون مي آييم

در ادامه ی مطلب پادشاهی گرشاسپ را از زبان شیرین فردوسی در حدود ۲۰۶ بیت بخوانید

گرشاسپ 2 دوشنبه ششم اسفند 1386  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی
ایران سکوت
"ایران سکوت،iransokut"
مطالب جدید ایران سکوت
درباره ی ما
نظر سنجی
سه پرسش اساسی درباره ی فاطمه دختر محمد
آیا الله ماوراء طبیعی و بی بدن است؟
آیا الله در اخلاقش کامل است؟
آیا الله در علمش کامل است؟
آیا الله در قدرتش کامل است؟
درباره وب
ایران سکوت = خرافه زدایی

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
گرشاسپ
گرشاسپ 1
گرشاسپ 2

لینک دوستان

امکانات

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ